
داستان کودکانه هانا و قطار جادویی فرشتهها
هانا کوچولو شبها از تاریکی میترسید و خوابش نمیبرد، تا اینکه یک شب «بابا نگهبان» با یک عصای جادویی و قطار ابری از راه رسید…
بیش از 80 داستان و قصه های آرامبخش کودکانه، قصه های آرامش بخش کوتاه برای قبل از خواب در سبک و ژانرهای مختلف به همراه متن و تصویرهای جذاب در موشیما.

هانا کوچولو شبها از تاریکی میترسید و خوابش نمیبرد، تا اینکه یک شب «بابا نگهبان» با یک عصای جادویی و قطار ابری از راه رسید…

باران کوچولو خسته و بیحوصله در ماشین نشسته بود که ناگهان بابا راز بزرگی را لو داد: آنها وارد یک جادهی جادویی شده بودند که…

بیکر پات، الفِ پیر و مهربان، با یک اشتباه کوچک در پختن کوکیهای جادویی، بابانوئل و گوزنهایش را به آسمان فرستاد! حالا آنها مثل بادکنک…

پویا کوچولو میخواهد یک نقاشیِ خندهدار بکشد، اما مداد شمعیِ آبیاش غیب شده؛ یعنی مداد کوچولو کجا قایم شده است؟

یودا یک لاکپشت پیر است که دوست دارد بخوابد، اما صدای همسایهاش جامپی نمیگذارد! یودا سعی میکند صدا را قطع کند اما یک اشتباه بامزه…

سارا دختر کوچولویی که عاشق جنگله اما شبها از تاریکی میترسه و خوابش نمیبره. یه روز یه فرشته مهربون بهش قدرتی میده تا بره و…

بارنابی سگ آبی میخواست خونه بسازه، ولی دید تنهایی سد زدن خیلی زور میخواد! اما سر و کلهی دوستاش پیدا شد!

داستان آرامشبخشی که در آن خرگوش کوچکی قبل از خواب با تمام وسایل آشنای اتاق سبز بزرگش خداحافظی میکند تا به خواب برود.

داستان رکسو، دایناسور کوچولویی که با یک مشکل بزرگ (دستهای کوتاه!) روبرو میشود و با یک ایدهی ناب و پاهای قدرتمندش، خوشمزهترین کیک تولد را…

آرش یه پسر مودب و خوش اخلاقه، اما خیلی از تاریکی میترسه! برای همین باباش تصمیم میگیره براش یه عروسک جادویی بخره!

بچه گربه بازیگوشی به نام میلو پس از قهر با مادرش، متوجه میشود که امنیت و عشق خانوادهاش در طبیعت، ارزشمندتر از هر دلبستگی دیگری…

من یه دختر بچهام که موهای عجیبی دارم! اما عاشقشونم چون میدونم که جادویین!

جرالد یه جوجه اردکه که با مامان، خواهر و برادراش توی دریاچه شنا میکنه تا این که یه بوی خوشمزه میاد و جرالد دنبالش میره!

نانا یه عروسک زیبا و قدیمیه که سالهاست توی انباریه و فکر میکنه که فراموش شده! اما یک روز یه اتفاق خیلی جالب میوفته!

فرض کن که اسمت دوستت دارم بود! چی میشد؟ من که فکر میکنم دنیا خیلی قشنگتر و قشنگتر میشد!

آیسا یه دختره که عاشق میوه خوردنه اما از هستهی میوهها خوشش نمیاد! چی میشه اگه یه روز یه هسته رو بندازه روی زمین؟!

مهرسا یه دختر مهربونه که بهترین دوستش عروسک سالیوانه. حالا مهرسا باید بره مدرسه اما نمیخواد سالیوان رو توی خونه تنها بذاره!

جوراب کوچولو توی روز شستشو از توی سبد میوفته و گم میشه! اون حالا باید راه خونه رو پیدا کنه تا برگرده پیش دوستاش!

تانبا یه دختر کوچیکه که برای بار اول میخواد بره پارک! اون قراره کلی خوش بگذرونه و چیزای جدید ببینه!

لوسی یه دختر باهوشه که ناگهان همه چیز توی زندگیش عوض میشه! مدرسهی جدید و کلاس جدید! اون ناراحته و فکر میکنه چیزای جدید رو…


متئو یه دونه سیب کوچولو میکاره. بعدش میشینه و نگاه میکنه، میبینه درخت هم داره بزرگ میشه، درست مثل خودش.

نادیا یه دختر کوچولوی زیباست که یه روز عادی شروع میکنه به خیالبافی و از خودش میپرسه: چی میشد اگه…؟

اولیور و لیلی توی باغ جادوییشون میگردن و چیزهای باحال از طبیعت پیدا میکنن. از درختهای بلند گرفته تا کرمهای کوچولو و پروانههای رنگی، ماجراجوییشون…

شایلا خوابش نمیبره! مامانش بهش میگه گوسفندای جادویی رو بشماره که دارن از یه حصار میپرن. به نظرت این گوسفندای رنگی رنگی که پر از…

گلوریا یه گوریل خیلی مهربونه که تازه از باغ وحش به جنگل اومده و راه و رسم زندگی توی جنگل رو بلد نیست!

در یک روز پاییزی، چند برادر با پدرشون تصمیم میگیرن به یک گردش پاییزی توی جنگل برن!

مونزیا، ماه کوچولوی دوستداشتنی، دلتنگ بهترین دوستش، شینیشاین، شده. حالا اون در راه پیدا کردن دوستش، به یک مزرعه میرسه!

