
داستان کودکانه آرامبخش
-

-

داستان کودکانه از دانه تا سیب
متئو یه دونه سیب کوچولو میکاره. بعدش میشینه و نگاه میکنه، میبینه درخت هم داره بزرگ میشه، درست مثل خودش.
4.1 -

قصه کودکانه چی میشد اگه…؟
نادیا یه دختر کوچولوی زیباست که یه روز عادی شروع میکنه به خیالبافی و از خودش میپرسه: چی میشد اگه…؟
3.4 -

داستان کودکانه رازهای طبیعت
اولیور و لیلی توی باغ جادوییشون میگردن و چیزهای باحال از طبیعت پیدا میکنن. از درختهای بلند گرفته تا کرمهای کوچولو و پروانههای رنگی، ماجراجوییشون…
3.9 -

داستان کودکانه یه گوسفند، دو گوسفند، یه خواب راحت
شایلا خوابش نمیبره! مامانش بهش میگه گوسفندای جادویی رو بشماره که دارن از یه حصار میپرن. به نظرت این گوسفندای رنگی رنگی که پر از…
4.1 -

قصه کودکانه گلوریای دست و پا چلفتی
گلوریا یه گوریل خیلی مهربونه که تازه از باغ وحش به جنگل اومده و راه و رسم زندگی توی جنگل رو بلد نیست!
4 -

داستان کودکانه پیاده روی پاییزی
در یک روز پاییزی، چند برادر با پدرشون تصمیم میگیرن به یک گردش پاییزی توی جنگل برن!
4 -

قصه کودکانه رنگین کمون آلما
آلما از بارون خسته شده! پس تصمیم میگیره ابرها رو با یه رنگین کمون بترسونه تا اونا برن و بتونه با دوستاش بازی کنه!
3.9 -

قصه کودکانه رویای زیردریایی
لئو خواب میبینه که با یه زیردریایی جادویی میره که اقیانوس رو بگرده. کاپیتان مرجان هم قراره توی این سفر راهنماییش کنه. اون یه ماجراجویی…
4.1 -

داستان کودکانه میا کوچولو میگه مامان و بابا
میا کوچولو در حال یادگیری صحبت کردنه! اون تمام تلاشش رو می کنه که بگه «مامان» و «بابا» و در نهایت هم این کار رو…
3.7 -

داستان کودکانه وقتی درخت دکمهای میوه داد
یک روز که آبراهام داشت کت آبیش رو میپوشید، دکمهی کتش افتاد روزی زمین! ای واااای! حالا دیگه کت درست نمیایستاد! آبراهام ناراحت شد! اون…
3.8 -

داستان کودکانه راز پری طلایی
یاسمین خیلی خیلی کارش خوبه و همهی رقص بالهاش رو بلده اما وقتی بقیه بهش نگاه میکنن استرس میگیره و حواسش پرت میشه!
4 -

داستان کودکانه یه جای خالی بامزه
یکی از دندونهای تامی افتاده و یه جای خالی بامزه توی دهنش در اومده! حالا تامی با این جای خالی چه میکنه؟
3.8 -

داستان کودکانه بهترین دوست من
من یک دوست خیلی خوب دارم! اون توی خونهی من زندگی میکنه! وقتی من خوشحالم، اونم خوشحاله! وقتی من گریه میکنم، اونم گریه میکنه! اما…
3.6 -

قصه کودکانه تاریکی دوست ماست
تاریکی خیلی مهربونه! اون ما رو بغل میکنه و با ما بازی میکنه! تاریکی دوست خیلی خیلی خوبیه!
4.1 -

داستان کودکانه آدم برفی تابستونی
جک یه آدم برفی کوچولو ساخته و نقشه کشیده که تابستون رو بهش نشون بده!
4 -

قصه کودکانه جیب جادویی الا
الا یه دختر کوچولوی دوست داشتنیه که دوست داره توی طبیعت بگرده و چیزهای جالبی که پیدا میکنه رو توی جیب بزرگ لباسش بذاره!
3.9 -

داستان کودکانه لیلا، ماهی و وال
لیلا، دختر کوچولوی مهربون، ماهی رو نجات میده و حالا ماهی میخواد که کار خوب اون رو جبران کنه!
4 -

قصه کودکانه سالی و خرسی به آرایشگاه میرن
سالی باید بره و موهاش رو پیش خانم آرایشگر کوتاه کنه! مامانش بهش اجازه میده که یک عروسک هم با خودش ببره!
4 -

داستان کودکانه نگاه کن لوکاس
لوکاس یه پسر بچهی بامزه است که گوشهاش و بینیش خیلی خوب کار میکنن، اما اصلا به دور و برش نگاه نمیکنه!
4 -

داستان کودکانه من میتونم پرواز کنم
جوجه کوچولو فریاد کشید: نه! نه! من یک قدم هم بیرون خونه نمیذارم! پدرش گفت: ولی جوجه کوچولو! تو باید بری! نترس و ناراحت نباش.…
4 -

قصه کودکانه شکرگزاری!
اول صبح که نور خورشید از پنجره به داخل میتابه، من بیدار میشم و با خوشحالی میگم: دنیای زیبا، من تو رو خیلی دوست دارم!…
4.1 -

داستان کودکانه خانم ورونیکای قصهگو
خانم ورونیکای قصهگو در یک کتابخونه کار میکنه! اون همیشه بهترین کتابهای کتابخونه رو پیدا میکنه و بلند بلند برای بچهها میخونه! خانم ورونیکا، بهترین…
4 -

داستان کودکانه مبل راحتی همسایه
آقای بارونز دیگه مبل راحتیش رو نیاز نداره. اون مبل راحتیش رو گذاشت دم در تا ماشین زباله جمع کن بیاد و اونو ببره. اسم…
4.1 -

داستان کودکانه زنبور و گل رز
روزی روزگاری، یک زنبور عسل بامزه بود که عاشق یک گل شده بود! البته این اصلا عجیب نیست! زنبورها معمولا عاشق گلها میشن. ولی چیزی…
4 -

داستان کودکانه یک عالمه از من برای دوست داشتن!
وقتی من به دنیا اومدم، دکتر به مامانم گفت: وااای عجب دختر تپلویی! پرستار گفت: چه دختر سالمی! اون واقعا یه بچهی شادابه! مادرم گفت:…
4 -

داستان کودکانه دانهای که بزرگ شد
روزی روزگاری، یه دختر کوچولو، یک فکر به سرش زد! اون، فکرشو چرخوند! اونو دستش گرفت و شکلش رو احساس کرد! اونو گذاشت توی دهنش…
3.8 -

قصه کودکانه من مامانمو خیلی دوست دارم!
مامانم منو خیلی دوست داره! اون همیشه حسابی کار میکنه و من ازش کلی چیز یاد میگیرم! وقتی مامانم آشپزی میکنه، منم ازش آشپزی یاد…
4
