
داستان کودکانه کفش قرمز من کجاست؟
یکی از کفشهای قرمز پویا گم شده و رد باریکی او را به جستوجویی میان برگها و گلها میبرد.

یکی از کفشهای قرمز پویا گم شده و رد باریکی او را به جستوجویی میان برگها و گلها میبرد.

صدای تُپتُپ عجیبی خواب جنگل را به هم زده است؛ مونزیا میتواند راز این صدا را پیدا کند؟

نیلا میخواهد سایهی بیدارش را بخواباند، اما هر راهی امتحان میکند، سایه باز هم دنبالش میآید.

سام میخواهد موهای سبیل فرفری بابا را بشمارد، اما این سبیل بازیگوش کار را سخت میکند!

مونزیا برای بازی به جنگل میآید، اما یک سکسکه بامزه همهچیز را به هم میریزد!

وقتی تاب محبوب پارک همه را قلقلک میدهد، نیما دنبال یک معمای خندهدار میرود.

پشمک خرگوش بازیگوش قبل از خواب یک ماموریت خیلی مهم دارد! فکر میکنی او میخواهد چه کار کند؟

کیان راز جادویی عجیبی دارد؛ او صداها را مثل حبابهای رنگی میبیند و با قورتدادنشان بازی بامزهای شروع میکند.

پویا کوچولو میخواهد یک نقاشیِ خندهدار بکشد، اما مداد شمعیِ آبیاش غیب شده؛ یعنی مداد کوچولو کجا قایم شده است؟

موچ کوچولو همیشه نان خشک میخورد و بدنش کرمرنگ بود، اما وقتی یک تکه لواشک ترش را چشید، دمِ پشمالویش ناگهان به رنگ قرمز درآمد…

تا حالا فکر کردی وقتی خوابت میبره بالش و پتوت چی میگن؟ امشب قراره یک اتفاق جادویی برای لوکاس بیفته و دوستان نرم و گرمش…

در یک یخچال پر از خوراکیهای رنگی، دعوای بزرگی سر میگیرد، دعوایی بر سر اینکه کدام یک از همه مهمتر است تا اینکه یک دست…

داستان آرامشبخشی که در آن خرگوش کوچکی قبل از خواب با تمام وسایل آشنای اتاق سبز بزرگش خداحافظی میکند تا به خواب برود.

جیمی سردشه و دلش برای تابستون تنگ شده! اون کل روز غرغر میکنه! و نمیدونه چی حالش رو بهتر میکنه!

جرالد یه جوجه اردکه که با مامان، خواهر و برادراش توی دریاچه شنا میکنه تا این که یه بوی خوشمزه میاد و جرالد دنبالش میره!

جوراب کوچولو توی روز شستشو از توی سبد میوفته و گم میشه! اون حالا باید راه خونه رو پیدا کنه تا برگرده پیش دوستاش!

تانبا یه دختر کوچیکه که برای بار اول میخواد بره پارک! اون قراره کلی خوش بگذرونه و چیزای جدید ببینه!


سارا یه دختر بامزه است که هیچوقت شامش رو نمیخوره! اما یه روز برادرش بهش میگه که هر کدوم از غذاها یه قدرت جادویی دارن!

نادیا یه دختر کوچولوی زیباست که یه روز عادی شروع میکنه به خیالبافی و از خودش میپرسه: چی میشد اگه…؟

شایلا خوابش نمیبره! مامانش بهش میگه گوسفندای جادویی رو بشماره که دارن از یه حصار میپرن. به نظرت این گوسفندای رنگی رنگی که پر از…

میا کوچولو در حال یادگیری صحبت کردنه! اون تمام تلاشش رو می کنه که بگه «مامان» و «بابا» و در نهایت هم این کار رو…

کیتی موشه همه چیز رو گاز میزنه! اون فقط تا حالا زمین رو گاز نزده!

توی این قصه یاد میگیریم که چه چیزهایی رو میشه گاز گرفت و چه چیزهایی رو اصلا نباید گاز زد!

جولیا یه دختر کوچولوی مهربونه که دوست داره کمک کنه! اما هر وقت میخواد کمک کنه همه بهش میگن “نه”!

من یک دوست خیلی خوب دارم! اون توی خونهی من زندگی میکنه! وقتی من خوشحالم، اونم خوشحاله! وقتی من گریه میکنم، اونم گریه میکنه! اما…

تاریکی خیلی مهربونه! اون ما رو بغل میکنه و با ما بازی میکنه! تاریکی دوست خیلی خیلی خوبیه!

شپش کوچولو دلش میخواد یه اسم جدید و باحال داشته باشه! مثل بقیهی دوستاش! اما از کجا باید یه اسم جدید پیدا کنه؟!