قصه کودکانه خرگوش و لاک پشت

روزی روزگاری در یک جنگل زیبا، یک خرگوش خاکستری بامزه زندگی می‌کرد. خرگوش قصه‌ی ما یک ذره نامهربون بود و دوستش لاک پشت رو به خاطر این که مثل خودش سریع نبود و خیلی آهسته راه میرفت، مسخره میکرد!!


خرگوش همیشه با خنده به لاک پشت میگفت:

تو با این سرعتت اصلا به جایی هم میرسی؟؟!!

لاک پشت هم با متانت جواب میداد:

اوهوم معلومه!! من خیلی زودتر از اونچه تو فکر میکنی به مقصد میرسم. اصلا میدونی چیه؟؟ بیا یک مسابقه برگزار کنیم و ببینیم که کی واقعا برنده میشه!!

خرگوش با خودش فکر کرد که این خیلی سرگرم کننده و باحاله!! اون خودش رو تصور کرد که توی مسابقه کیلومترها جلوتر از لاک پشت میدوه و از خوشحالی قهقهه زد!!

خرگوش با شادی گفت:

باشه. اگه تو آماده‌ای حتما اینکارو میکنیم!!

اونا دوست خوبشون روباه رو به عنوان داور انتخاب کردن. روباه با صدای بلند گفت:

سه، دو، یک… حرکت

خرگوش خیلی سریع جلوتر رفت و به سرعت دور شد. در حالی که لاک پشت به آرومی روی پاهای کوچکش میخزید و لاک سنگینش رو روی پشتش حمل می کرد.


خرگوش می‌دونست که لاک‌پشت فاصله بسیار زیادی باهاش داره و خیلی طول میکشه تا بهش برسه؛ بنابراین با خودش فکر کرد که کمی بخوابه تا لاک پشت بهش برسه. خرگوش با خودش تصور میکرد که این کارش باعث میشه لاک پشت بیشتر خجالت زده بشه!بعدش اون میتونه دوباره سریع شروع بکنه و به خط پایان برسه!!

در همین موقع، لاک پشت به آرومی و پیوسته به حرکت خود ادامه میداد و با گذشت زمان، از نقطه ای که خرگوش در اونجا به خواب عمیقی فرو رفته بود عبور کرد.

لاک پشت فقط به راه خود ادامه میداد و به هیچ چیزی دیگه‌ای توجه نمیکرد تا اینکه خیلی به خط پایان نزدیک شد. خرگوش ناگهان از خواب بیدار شد و تا اونجا که می تونست تند و سریع دوید اما خیلی دیر شده بود. لاک پشت از خط گذشت و برنده اعلام شد!!


روباه عاقل که این صحنه رو تماشا میکرد به خرگوش گفت:

حالا فهمیدی؟؟ همیشه کسی که سریعنره برنده نمیشه!! اونی برنده میشه که پیوسته به راهش ادامه میده و دیگرانو دست کم نمیگیره!!!

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

سبد خرید

0
image/svg+xml

No products in the cart.

بازگشت به صفحه محصولات