وقت میانوعده، پارسا پشت میز نشست. یک توتفرنگی قرمز، چند قاچ پرتقال و چند تکه هندوانه جلویش منتظر بودند.
پارسا به میوهها نگاه کرد. یک سؤال خیلی مهم به ذهنش رسید.
«کدوم میوه از همه خوشمزهتره؟»

اول توتفرنگی به حرف آمد.
«منم! هم شیرینم، هم خیلی خوشبو!»
پارسا توتفرنگی را برداشت و بو کرد. بوی خیلی خوبی داشت! بعد یک گاز به آن زد.
«بهبه! توتفرنگی برنده شد!»

یکی از قاچهای پرتقال صدا زد: «صبر کن! من رو هم امتحان کن! هم شیرینم، هم یککم ترش، هم خیلی آبدار.»
پارسا یک گاز به قاچ پرتقال زد. یک قطره آب پرتقال روی چانهاش چکید.
«بهبه! پرتقال برنده شد!»

بعد یکی از تکههای هندوانه به حرف آمد.
«صبر کن! نوبت من هم هست! من شیرین و خنک و آبدارم.»
پارسا یک گاز به تکه هندوانه زد.
«بهبه! هندوانه برنده شد!»

پارسا سرش را خاراند. اول توتفرنگی برنده شده بود. بعد پرتقال. حالا هم هندوانه!
گفت: «یک، دو، سه تا برنده؟»

پارسا دوباره به میوهها نگاه کرد. وقتی توتفرنگی را گاز زد، گفت: «بهبه!» وقتی پرتقال را گاز زد، باز هم گفت: «بهبه!» وقتی هندوانه را هم گاز زد، یک بار دیگر گفت: «بهبه!»
بعد لبخند زد.
گفت: «هر کدومتون یک جور خوشمزهاید. همهتون میتونید برنده باشید!»

پارسا کمی از هر میوه در بشقابش گذاشت. این بار دیگر لازم نبود فقط یک برنده انتخاب کند.
بعد میانوعدهاش را خورد و گفت: «بهبه، بهبه، بهبه!»

پایان.
مشاهده بیشتر: بیش از 100 داستان کودکانه
چه چیزی میآموزیم؟
هر میوه مزهی خوشمزهی خودش را دارد.
لازم نیست همیشه فقط یکی را انتخاب کنیم؛ گاهی همه میتوانند دوستداشتنی باشند.
سوالاتی برای گفتگو با کودک
- تو اول کدام میوه را میچشیدی؟
- توتفرنگی، پرتقال و هندوانه چه مزههایی دارند؟
- فکر میکنی چرا پارسا سرش را خاراند؟
- اگر میوهی موردعلاقهات حرف میزد، چه میگفت؟
- دوست داری چه میوههایی را در بشقاب میانوعدهات بگذاری؟















