
داستان کودکانه طولانی
-

-

داستان کودکانه سه بز بلای ناقلا
روزی روزگاری توی دامنهی یک تپهی سر سبز، سه تا بز بلا زندگی میکردن!! یک بز بلای کوچولو، یک بز بلای متوسط و یک بز…
4 -

داستان کودکانه هانسل و گرتل
روزی روزگاری در پایین یک دره، جنگل سرسبز و زیبایی قرار داشت. درست کنار این جنگل، یک کلبهی نقلی بامزه بود. داخل این کلبه یک…
3.9 -

داستان کودکانه جنهای کوچولو و کفاش
هر صبح کفاش کفشهایی بینقص روی میزش میبیند؛ اما چه کسی شبها پنهانی آنها را میسازد؟
4.1 -

داستان کودکانه رامپل استیکس، جن کوچولو
روزی روزگاری بر فراز یک تپه بلند، یک قلعه طلایی قرار داشت. قلعه و تمام وسایل اون از طلای خالص بیست و چهار عیار ساخته…
4.2 -

قصه کودکانه راپونزل موبلند
دختری با گیسوانی طلایی در برجی بیدر گرفتار است؛ اما یک آواز، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
4 -

قصه کودکانه شنل قرمزی
شنلقرمزی با سبدی کوچک راهی جنگل میشود، اما در مسیر با انتخابی مهم روبهرو میشود.
3.9 -

قصه کودکانه جک و لوبیای سحر آمیز
روزی روزگاری، پایین دره نزدیک یک کوه، روستای کوچکی بود. در دورترین نقطهی روستا یک کلبه کوچک و فرسوده قرار داشت. و در کلبه یک…
4.1 -

قصه کودکانه گلدیلاکس و سه خرس
گلدیلاکس کنار جنگل کلبهای ساکت با سه کاسه فرنی پیدا میکند؛ اما چه کسی آنجا زندگی میکند؟
4.1 -

قصه کودکانه دختر پرنده
کیا نه ساله بود و با مادر و پدرش در یک شهر بسیار کوچک زندگی می کرد. بیشتر خانهها خاکستری و کوچک بودند و باغهای…
3.2 -

قصه کودکانه سیندرلا
داستان دختری مهربان که با یک آرزوی قلبی و کمی جادوی ستارهها، راهی مهمانی بزرگ قصر میشود.
4 -

قصه کودکانه شاهزاده خانم و نخود
در شبی طوفانی، مهمانی خیس از باران با ادعایی شگفتانگیز پشت دروازه قصر ظاهر میشود.
3.9
